محمد مهدى ملايرى
38
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اينكه برخى از تاريخنويسان قديم رويدادهاى مهم تاريخ قديم اين منطقه حتى جاهائى را هم كه در قلمرو فرمانروائى مستقيم ايران نبودهاند در زمينهء اصلى تاريخ ايران ذكر كردهاند برحسب اتفاق يا يك تفنن تاريخنگارى نبوده ، آنچه در آن تاريخها آمده بازتابى بوده از آنچه در افواه و اذهان مردم اين منطقه مىگشته و در گفتهها و نوشتههاى آنها منعكس مىشده و آن هم بدان سبب بوده كه دولت ايران در طى قرنها همواره بزرگترين و پايدارترين و پرآوازهترين دولت اين منطقه بهشمار مىرفته و به همين عنوان هم در گفتهها و نوشتههاى مردم جائى شناخته شده داشته بنابراين طبيعى بوده كه رويدادهاى مهمى كه قابل ذكر بوده با تاريخ شاهان ايرانى كه جاى شاخصى در تاريخ داشتهاند سنجيده مىشود . مثلا در تاريخها رسالت هود را به قوم عاد و رسالت صالح را به قوم ثمود در زمان پادشاهى جم و رسالت ابراهيم را در زمان منوچهر و همچنين سلطنت شمر بن الاملوك و پسرش را در يمن در زمان منوچهر و از سوى او نوشتهاند . و به نوشته همين تاريخها در زمان پادشاهى كيقباد بوده كه بنى قحطان سلطنت خود را در سرزمين يمن بنياد گذاردند . و فرمانروائى اقرن بن ابى المالك ( تبّع دوم ) در يمن در پادشاهى بهمن بن اسفنديار بن گشتاسب و فرمانروائى پسر اين اقرن يعنى ذوجيشان بن اقرن در زمان دارا پسر همين بهمن و جانشينان او بوده است . « 1 » طبرى پس از ذكر چند تن از پادشاهان يمن در زمينهء تاريخ منوچهر گويد : « علت اينكه من پادشاهان يمن را در اين موضوع ذكر كردم اين است كه عدهاى معتقدند كه رانش در زمان منوچهر پادشاه يمن بوده و پادشاهان يمن كارگزاران پادشاهان ايران بودند و فرمانروائى آنها در آنجا از سوى اينان بوده است » . « 2 » و همو دربارهء مرگ موسى بن عمران گويد تمام مدت عمر موسى يكصد و بيست سال بود كه از آن مدت بيست سال آن در سلطنت فريدون بود و يكصد
--> ( 1 ) . تفضيل بيشتر را در باب هشتم از تاريخ حمزه اصفهانى كه مطالب آن را از تاريخ يمن نقل كرده خواهيد يافت . ( 2 ) . طبرى 1 / 442 .